5 اشتباه مرگبار در تولید محتوا که ۹۰٪ سایت‌ها را نابود می‌کند

5 اشتباه مرگبار در تولید محتوا که ۹۰٪ سایت‌ها را نابود می‌کند
آیا تا به حال برای سایتت محتوا نوشتی، چندین ساعت وقت گذاشتی، محتوا رو با دقت آماده کردی و منتشرش کردی، اما بعد از چند هفته دیدی حتی یک بازدیدکننده هم نداری؟ آیا تا به حال حس کردی زحمت‌های بی‌نتیجهات فقط خستگی به همراه داشته، نه فروش، نه بازخورد و نه حتی یک کامنت ساده؟ خوب، باید بگویم مشکل از خودت نیست؛ مشکل از اشتباهاتی است که نمی‌دانی داری مرتکب می‌شوی. در این مقاله دقیقاً قرار است ۷ اشتباه مرگبار در تولید محتوا را بهت نشان دهم؛ همان اشتباهاتی که بی‌صدا ۹۰٪ سایتها را به سمت نابودی می‌برند، بدون اینکه صاحبشان حتی متوجه شود.

محتوای جدول

چرا ۹۰٪ سایت‌ها با وجود تولید محتوا، شکست می‌خورند؟

چرا ۹۰٪ سایت‌ها با وجود تولید محتوا، شکست می‌خورند؟

شاید باورش سخت باشد، اما بسیاری از کسب‌وکارهای اینترنتی دقیقاً همان جایی زمین می‌خورند که فکر می‌کنند قوی‌ترین نقطه‌شان است: تولید محتوا. روزانه هزاران مقاله، ویدیو و پست وبلاگی منتشر می‌شوند، اما آمار نشان می‌دهد نزدیک به ۹۰٪ سایت‌ها هرگز به نتایج پایدار و فروش قابل‌قبول نمی‌رسند. چرا؟ چون حجم محتوا بدون استراتژی، نه تنها کمکی نمی‌کند، بلکه گوگل را هم سردرگم می‌کند. بسیاری از صاحبان سایت تصور می‌کنند با نوشتن چند مقاله پربازدید، مخاطب خودشان می‌آید. اما واقعیت تلخ این است که اشتباهات مرگباری مثل نادیده گرفتن قصد جستجوی کاربر، کپی‌برداری غیرحرفه‌ای یا بی‌توجهی به اصول سئو، می‌تواند یک وب‌سایت را به طور کامل از نتایج جستجو حذف کند.

اگر می‌خواهید چنین سرنوشتی برای پروژه آنلاین‌تان رقم نخورد، اول باید بدانید که طراحی سایت و تولید محتوا قرار است مکمل یکدیگر باشند، نه رقیب. یک ساختار حرفه‌ای به همراه محتوای هدفمند، نرخ ماندگاری کاربر را افزایش می‌دهد و سیگنال‌های مثبتی به الگوریتم‌های گوگل می‌فرستد. همانطور که در راهنمای Search Engine Journal هم اشاره شده، محتوای بی‌کیفیت یکی از اصلی‌ترین دلایل کاهش رتبه سایت در به‌روزرسانی‌های اخیر است.

در ادامه این مقاله، قدم به قدم با ۷ اشتباه مرگبار آشنا می‌شوید که ۹۰٪ سایت‌ها را نابود می‌کند. اگر صاحب یک کسب‌وکار هستید یا قصد دارید سفارش طراحی سایت بدهید، دانستن این نکات می‌تواند تفاوت بین موفقیت و شکست را برایتان معنا کند.

اشتباه اول: تولید محتوا بدون استراتژی و هدف مشخص

اشتباه اول: تولید محتوا بدون استراتژی و هدف مشخص

بسیاری از صاحبان سایت‌ها فکر می‌کنند کافی است هر روز چند صد کلمه بنویسند و منتظر بسیاری ترافیک و فروش باشند. اما واقعیت این است که تولید محتوا بدون استراتژی، مانند رانندگی در شب بدون چراغ جلوست. شما حرکت می‌کنید، اما نمی‌دانید به کجا می‌روید و چرا باید به آن مقصد برسید. این اشتباه، به ویژه برای کسب‌وکارهایی که تازه سفارش طراحی سایت داده‌اند، می‌تواند تمام سرمایه اولیه را هدر دهد. در ادامه سه نمونه بارز این مشکل را بررسی می‌کنیم.

تعریف نکردن پرسونای مخاطب

شما برای چه کسی می‌نویسید؟ یک خانم خانه‌دار ۳۵ ساله؟ یک دانشجوی کامپیوتر؟ یا مدیری که قصد خرید نرم‌افزار سازمانی دارد؟ وقتی پرسونای مخاطب را به درستی تعریف نکنید، محتوایتان شبیه پیامی می‌شود که در بطری به دریا می‌اندازید. افراد واقعی با نیازهای واقعی به سایت شما می‌آیند، نه ربات‌های بی‌احساس. برای مثال، یک مشتری که به دنبال «بهترین روش‌های لاغری» است، مقاله عمیق و علمی می‌خواهد؛ نه یک لیست سطحی. تعریف نکردن شخصیت کاربر، یکی از اشتباهات مرگبار در تولید محتوا است که گوگل هم به سرعت متوجه بی‌ربط بودن محتوای شما می‌شود.

نداشتن تقویم تولید محتوا

بدون تقویم، تولید محتوا تبدیل به یک واکنش زنجیره‌ای بی‌نظم می‌شود: امروز درباره «سئو» بنویسم، فردا برسم به «دیجیتال مارکتینگ» و پس‌فردا کلی مقاله نیمه‌تمام روی میز کارم بماند. تقویم محتوایی نه تنها به شما نظم می‌دهد، بلکه به موتورهای جستجو نشان می‌دهد سایت شما زنده، پویا و قابل اعتماد است. طبق تحقیقات Content Marketing Institute، تیم‌هایی که تقویم محتوایی منظم دارند، ۳ برابر بیشتر از رقبای بی‌برنامه در نتایج گوگل دیده می‌شوند. اگر قصد دارید سفارش طراحی سایت بدهید، حتماً از تیم طراح یا بازاریاب خود بخواهید یک تقویم حداقل سه ماهه برایتان آماده کند.

کپی کردن محتوای رقبا بدون تحلیل بازار

بله، بررسی رقبا کار هوشمندانه‌ای است. اما کپی کردن عنوان‌ها، پاراگراف‌ها و حتی لحن آنها بدون فهمیدن اینکه بازار واقعاً به چه چیزی نیاز دارد، مثل این است که لباس همسایه را بدون اندازه گرفتن بپوشید. گوگل الگوریتم‌های پیشرفته‌ای مثل پاندا و هلمینگوس دارد که نه فقط کپی بودن متن، بلکه تکراری بودن ارزش محتوا را هم تشخیص می‌دهد. به جای کپی‌برداری، به این فکر کنید که رقبا چه سوالی را بی‌پاسخ گذاشته‌اند و شما می‌توانید به آن پاسخ کامل‌تر و حرفه‌ای‌تری بدهید. این همان نقطه‌ای است که محتوای استراتژیک را از محتوای هرز جدا می‌کند.

اشتباه دوم: بی توجهی به سئو و بهینه سازی داخلی

اشتباه دوم: بی توجهی به سئو و بهینه سازی داخلی

خیلی از کسب‌وکارها بعد از اینکه سفارش طراحی سایت می‌دهند، تصور می‌کنند با نوشتن چند مقاله، مخاطب خودش می‌آید. اما واقعیت این است که اگر سئو و بهینه‌سازی داخلی را جدی نگیرید، محتوایتان در صفحه دهم گوگل دفن می‌شود. گوگل هر روز هوشمندتر می‌شود و صفحاتی را جریمه می‌کند که اصول اولیه سئو در آنها رعایت نشده باشد. در ادامه سه نمونه از رایج‌ترین اشتباهات مرگبار در این حوزه را با هم بررسی می‌کنیم:

عدم تحقیق کلمات کلیدی قبل از نوشتن

نوشتن محتوا بدون تحقیق کلمات کلیدی، مثل این است که در یک شهر غریبه بدون نقشه راه بیفتید. شما نمی‌دانید مخاطبانتان دقیقاً چه عبارتی را در گوگل جستجو می‌کنند، رقبا روی چه کلماتی سرمایه‌گذاری کرده‌اند، و اصلاً حجم جستجوی ماهانه هر عبارت چقدر است. نتیجه این آشفتگی، تولید محتوایی است که هیچکس به دنبالش نیست. ابزارهایی مثل گوگل کیورد پلنر و سرچ کنسول می‌توانند به شما کمک کنند کلمات اصلی و فرعی را پیدا کنید، اما قدم اول این است که نیاز واقعی کاربر را درک کنید. یک مشتری که تازه سفارش طراحی سایت داده، ممکن است عباراتی مثل «مراحل طراحی سایت»، «هزینه راه‌اندازی وبسایت» یا «مشاوره طراحی سایت حرفه‌ای» را جستجو کند. اگر شما فقط «طراحی سایت» بنویسید، هم رقابت غیرممکن می‌شود و هم قصد جستجوی کاربر را نادیده گرفته‌اید. برای آشنایی بیشتر با اصول تحقیق کلمات کلیدی، می‌توانید به صفحه خدمات سئو پایه در نیوورا مراجعه کنید و ببینید که چگونه کلمات هدف را برای پروژه‌های مختلف انتخاب می‌کنیم

فراموشی تگ‌های title و meta description

تگ عنوان (Title) و توضیحات متا (Meta Description) اولین چیزی است که کاربر در نتایج جستجوی گوگل می‌بیند. باور کنید یا نه، بسیاری از سایت‌ها این دو عنصر کلیدی را خالی می‌گذارند یا محتوای تکراری و بی‌ربط وارد می‌کنند. تگ عنوان باید شامل کلمه کلیدی اصلی، نام برند (اگر فضا اجازه دهد) و یک دلیل قانع‌کننده برای کلیک کردن باشد. توضیحات متا هم فرصتی طلایی است تا در کمتر از ۱۵۰ کاراکتر، کاربر را متقاعد کنید که محتوای شما ارزش خواندن دارد. گوگل مستقیماً اعلام کرده که نرخ کلیک (CTR) یکی از سیگنال‌های رتبه‌بندی است، پس اگر عنوان و متا دسکریپشن جذاب ننویسید، حتی با محتوای عالی هم کلیک نمی‌گیرید. این اشتباه به قدری رایج است که متخصصان سئو از آن به عنوان «قاتل خاموش ترافیک ارگانیک» یاد می‌کنند.

استفاده نادرست از هدینگ ها

ساختار محتوا برای گوگل مثل اسکلت‌بندی برای بدن انسان اهمیت دارد. تگ‌های هدینگ به موتور جستجو می‌گویند: «این قسمت مهم است، این قسمت فرعی است و این یکی جزئیات بیشتر». اما بسیاری از سایت‌ها یک اشتباه فاحش مرتکب می‌شوند: استفاده از چند H1 در یک صفحه، پریدن از H2 به H4 بدون H3، یا نوشتن هدینگ‌هایی که هیچ ارتباطی با محتوای زیرشان ندارند. قاعده ساده است: فقط یک H1 در هر صفحه (همان عنوان اصلی)، زیرعنوان‌ها با H2، زیرمجموعه‌های هر H2 با H3، و به همین ترتیب تا H6. این سلسله‌مراتب نه تنها به گوگل کمک می‌کند موضوع صفحه را بفهمد، بلکه خواننده هم می‌تواند به راحتی محتوای طولانی را اسکن کند. اگر ساختار هدینگ‌های سایت شما به هم ریخته باشد، گوگل تصور می‌کند کیفیت محتوا پایین است و شما را جریمه می‌کند. برای اطلاعات بیشتر درباره اصول سئو داخلی و ساختار صحیح محتوا، می‌توانید از مشاوران حرفه‌ای نیوورا کمک بگیرید تا سایت شما از ابتدا بر اساس استانداردهای روز گوگل طراحی شود.

بی کیفیت نوشتن

بی کیفیت نوشتن

شاید مهم‌ترین عاملی که گوگل در به‌روزرسانی‌های اخیر خود روی آن خط قرمز کشیده، کیفیت محتوا است. دیگر دوران تولید انبوه مقالات بی‌خاصیت به پایان رسیده است. امروز الگوریتم‌های گوگل آنقدر هوشمند شده‌اند که می‌توانند تشخیص دهند یک مقاله چقدر برای کاربر مفید است و چقدر صرفاً برای پر کردن صفحه نوشته شده. اگر تصور می‌کنید با چند پاراگراف کوتاه و تکراری می‌توانید رضایت مخاطب را جلب کنید، سخت در اشتباهید. در ادامه با سه نمونه از رایج‌ترین مصادیق محتوای بی‌کیفیت آشنا می‌شوید.

تولید محتوای سطحی و کپی پیست

برخی تصور می‌کنند تولید محتوا یعنی رفتن به چند سایت رقیب، کپی کردن پاراگراف‌ها، تغییر چند کلمه و انتشار. اما گوگل سال‌هاست که الگوریتم پاندا را برای مقابله با همین عادت خطرناک ساخته است. محتوای سطحی، محتوایی است که به عمق موضوع نرفته، به سوالات احتمالی کاربر پاسخ نداده و صرفاً کلی‌گویی کرده باشد. بدتر از آن، کپی‌کاری است که هم کاربر را آزرده می‌کند (چون همان مطلب تکراری را می‌خواند) و هم گوگل شما را جریمه می‌کند. اگر به فکر بقای سایت خود هستید، قانون طلایی را فراموش نکنید: محتوایی بنویسید که خودتان دوست دارید بخوانید. ارزش افزوده یعنی پاسخ به سوالی که هیچ‌کس به آن پاسخ نداده، یا ارائه زاویه دید جدیدی به یک موضوع تکراری.

طول محتوای نامناسب( کوتاه یا بلند نوشتن)

طول محتوا هم مثل هر چیز دیگری، حد اعتدال می‌شناسد. مقاله ۳۰۰ کلمه‌ای تقریباً در هیچ موضوعی نمی‌تواند مفید باشد، چون فرصت نمی‌کند به جزئیات بپردازد. در مقابل، مقاله ۵۰۰۰ کلمه‌ای که مملو از پرگویی، تکرار و اطلاعات اضافی است، کاربر را خسته می‌کند و نرخ پرش را به آسمان می‌فرستد. طول ایده‌آل به موضوع بستگی دارد، اما تحقیقات نشان می‌دهد مقالات بین ۱۵۰۰ تا ۲۵۰۰ کلمه معمولاً بهترین عملکرد را در گوگل دارند. نکته مهم این است که هر کلمه باید دلیل وجود داشته باشد. اگر مطلب کوتاه است، بگویید چرا کوتاه است (مثلاً «۳ نکته سریع برای…») و اگر بلند است، با هدینگ‌های استاندارد و پاراگراف‌بندی مناسب آن را خواندنی کنید. هیچ چیز بدتر از یک مقاله بلند بدون ساختار نیست که کاربر پس از چند ثانیه آن را می‌بندد.

نادیده گرفتن لینک دهی داخلی و خارجی

خیلی از تولیدکنندگان محتوا فکر می‌کنند کارشان فقط نوشتن متن تمام می‌شود. در حالی که یک محتوای حرفه‌ای، شبکه‌ای از ارتباطات است که خواننده را راهنمایی می‌کند. لینک داخلی به کاربر می‌گوید «اگر این موضوع برایت جالب بود، می‌توانی اینجا بیشتر بخوانی» و به گوگل می‌گوید «سایت من ساختار منسجمی دارد». لینک خارجی هم نشان می‌دهد شما منابع معتبر را می‌شناسید و جسارت ارجاع به آنها را دارید. نادیده گرفتن هر دوی اینها، مثل این است که کتابی بنویسید بدون فهرست و ارجاع. کاربر بعد از خواندن صفحه، راهی برای ماندن در سایت شما ندارد و گوگل هم نمی‌تواند روابط بین صفحاتتان را تشخیص دهد. یک محتوای واقعاً باکیفیت، هم به صفحات مرتبط داخلی ارجاع می‌دهد و هم از منابع خارجی معتبر برای پشتوانه علمی مطلب خود استفاده می‌کند.

نادیده گرفتن نیاز واقعی کاربر

باور کنید یا نه، بسیاری از سایت‌ها هر روز محتوای عالی از نظر فنی تولید می‌کنند، اما باز هم بازدیدکننده‌ای جذب نمی‌کنند. چرا؟ چون فراموش کرده‌اند مخاطبشان واقعاً به دنبال چه چیزی است. نیاز واقعی کاربر یا همان Search Intent، همان قطبنمایی است که گوگل را به سمت محتوای شما هدایت می‌کند. اگر این قطبنما را نادیده بگیرید، محتوایتان هرچقدر هم حرفه‌ای باشد، در صفحه دهم گوگل گم می‌شود. در ادامه سه نمونه از رایج‌ترین اشتباهات مرگبار در این حوزه را بررسی می‌کنیم.

نوشتن از نگاه خودمان نه از نگاه مشتری

این اشتباه آنقدر رایج است که می‌توان آن را «قاتل خاموش سایتها» نامید. تیم بازاریابی یا تولیدکننده محتوا، متنی را می‌نویسد که برای خودش جذاب است، از اصطلاحات تخصصی استفاده می‌کند که فقط خودشان می‌فهمند، و فرض را بر این می‌گذارد که مشتری هم دقیقاً همین را می‌خواهد. اما واقعیت تلخ این است که مشتری وقتی وارد سایت شما می‌شود، به دنبال حل مشکل خودش است، نه تحسین دانش فنی شما. یک مشتری که تازه سفارش طراحی سایت داده، نمی‌خواهد بداند «معماری میکروسرویس‌ها در هاستینگ ابری» چیست. او می‌خواهد بداند «چقدر طول می‌کشد سایت من آماده شود؟»، «آخرین هزینه‌ها چقدر است؟» و «چطور می‌توانم خودم مطلب جدید اضافه کنم؟». اگر از زاویه دید مخاطب ننویسید، محتوایتان شبیه یک سخنرانی یک‌طرفه در سالن خالی خواهد بود.

پاسخ ندادن به سوالات واقعی کاربر

به گزارش سروش وب، یکی از عوامل کلیدی که گوگل در به‌روزرسانی‌های خود روی آن تمرکز کرده، «مفهوم‌محوری» به جای «کلیدواژه‌محوری» است . یعنی اگر مقاله شما شبیه یک پاسخ مستقیم و کامل به سوال کاربر نباشد، حتی با کلی کلمه کلیدی هم بالا نمی‌آید. کاربران امروزی خیلی باهوش‌تر از گذشته شده‌اند. اگر حس کنند محتوای شما فقط برای پر کردن صفحه نوشته شده و به نیاز واقعی‌شان پاسخی نمی‌دهد، در عرض چند ثانیه سایت را ترک می‌کنند. پاسخ ندادن به سوالات واقعی، یعنی نپرسیدن از خودتان: «اگر من جای کاربر بودم، دقیقاً چه چیزی می‌خواستم؟» بهترین راه برای پیدا کردن این سوالات، مراجعه به بخش People Also Ask گوگل و ابزارهای تحقیق کلمات کلیدی است. طبق تحلیل سایت SEMrush، سوالاتی که کاربران واقعاً می‌پرسند، طلایی‌ترین فرصت‌ها برای تولید محتوای پربازدید هستند .

عدم تحلیل سرچ اینتنت

سرچ اینتنت یا قصد جستجو، یعنی فهمیدن اینکه کاربر در چه مرحله‌ای از سفر خرید قرار دارد. می‌خواهد فقط اطلاعات به دست آورد؟ می‌خواهد محصولات را مقایسه کند؟ یا آماده خرید است؟ طبق تحقیقات منتشر شده در وبسایت Respona (منبع ایده اولیه این مطلب)، چهار نوع اصلی سرچ اینتنت وجود دارد: اطلاعاتی، تجاری، تراکنشی و ناوبری . اشتباه مرگبار این است که مثلاً برای کسی که عبارت «طراحی سایت ارزان» را جستجو کرده (که نیت تجاری یا تراکنشی دارد)، یک مقاله اطلاعاتی ۳۰۰۰ کلمه‌ای بنویسید. یا برعکس، برای کسی که «طراحی سایت چیست» جستجو کرده (نیت اطلاعاتی)، مستقیم صفحه قیمت بفرستید. گوگل خیلی سریع این عدم تطابق را می‌فهمد و شما را جریمه می‌کند. راهکار ساده است: قبل از نوشتن هر مطلبی، خودتان کلمه کلیدی را در گوگل جستجو کنید و ببینید چه نوع محتوایی در صفحه اول قرار دارد. اگر همه نتایج، صفحه محصول هستند، پس شما هم باید صفحه محصول بنویسید، نه مقاله وبلاگی.

بدون آنالیز و بهینه سازی و رها کردن محتوا
بدون آنالیز و بهینه سازی و رها کردن محتوا

بدون آنالیز و بهینه سازی و رها کردن محتوا

 تولید محتوای نسبتاً خوب را می‌کشند، اما بعد از انتشار، محتوا را به حال خود رها می‌کنند. گویی تصور می‌کنند کار با فشردن دکمه «انتشار» تمام می‌شود. در حالی که در دنیای سئوی امروز، آنالیز و بهینه‌سازی مستمر، تفاوت بین یک سایت زنده و یک سایت در حال مرگ است. محتوایی که بازخورد عملکردش را نگیرید و بر اساس داده‌ها بهبودش ندهید، به مرور تبدیل به یک صفحه مرده می‌شود. در ادامه سه نمونه از این اشتباه استراتژیک را بررسی می‌کنیم.

 نصب نکردن گوگل آنالیتیکس و سرچ کنسول

باورش سخت است، اما هنوز سایت‌های حرفه‌ای زیادی هستند که گوگل آنالیتیکس یا سرچ کنسول نصب ندارند. یعنی شنا کردن در اقیانوس بدون قطبنما و جی‌پی‌اس. گوگل آنالیتیکس به شما می‌گوید کاربران از کجا آمده‌اند، چه صفحاتی را دیده‌اند، چقدر مانده‌اند و کجا سایت را ترک کرده‌اند. سرچ کنسول هم به شما می‌گوید گوگل سایت شما را چگونه می‌بیند: چه کلماتی برایتان نمایش داده می‌شوید، نرخ کلیک چقدر است، و آیا خطای فنی یا جریمه‌ای وجود دارد. بدون این دو ابزار رایگان و حیاتی، شما عملاً در تاریکی مطلق حرکت می‌کنید. شاید فکر کنید محتوایتان عالی است، در حالی که نرخ کلیک نزدیک به صفر دارد. یا شاید گوگل شما را به خاطر محتوای تکراری جریمه کرده و شما اصلاً خبر ندارید. نصب این ابزارها اولین قدم برای تبدیل تولید محتوا از یک فعالیت هنری به یک فرآیند داده‌محور و قابل اندازه‌گیری است.

تحلیل نکردن نرخ پرش و زمان ماندگاری

فرض کنید یک مقاله ۲۰۰۰ کلمه‌ای با زحمت زیاد نوشته‌اید. اما نرخ پرش بالای ۸۰٪ است و میانگین زمان ماندگاری کاربران کمتر از ۳۰ ثانیه. این اعداد چه معنی می‌دهند؟ یعنی کاربران وارد صفحه شما می‌شوند، نگاهی می‌اندازند و بلافاصله فرار می‌کنند. گوگل این رفتارها را می‌بیند و فکر می‌کند «محتوای این سایت به درد نمی‌خورد». نرخ پرش نشان می‌دهد چند درصد از کاربران بدون تعامل با صفحه، سایت را ترک کرده‌اند. زمان ماندگاری هم نشان می‌دهد محتوایتان چقدر جذاب بوده است. اگر این دو شاخص را مرتب تحلیل نکنید، هرگز نمی‌فهمید مقاله‌تان مشکل ساختاری دارد (مثلاً هدینگ‌ها نامناسب هستند)، مشکل محتوایی دارد، یا مشکل فنی دارد . راهکار این است که هر ماه یکبار این گزارش‌ها را بررسی کنید و صفحات با نرخ پرش بالا را هدف بهینه‌سازی قرار دهید.

انجام ندادن A/B تست روی تیترها

تیتر مقاله، اولین و گاهی آخرین شانسی است که برای جلب توجه کاربر دارید. یک تیتر ضعیف می‌تواند یک مقاله عالی را کاملاً نابود کند، چون هیچکس آن را نمی‌خواند. اما خبر خوب این است که می‌توانید با تست A/B روی تیترها، نرخ کلیک را تا چند برابر افزایش دهید. تست A/B یعنی دو یا سه نسخه مختلف از یک تیتر بسازید، آنها را روی گروه‌های کوچکی از مخاطبان آزمایش کنید، و ببینید کدام نسخه بیشتر کلیک می‌گیرد. مثلاً برای یک مقاله درباره اشتباهات تولید محتوا، تیتر «۷ اشتباه مرگبار در تولید محتوا» را با «چرا ۹۰٪ سایتها محتواشان را اشتباه می‌نویسند؟» مقایسه کنید. ابزارهایی مثل سرچ کنسول (برای تیترهای صفحات نتایج جستجو) یا پلاگین‌های A/B تست وردپرسی می‌توانند به شما کمک کنند. حقیقت تلخ این است که ۹۰٪ تیترهای اولیه خوب نیستند، اما کسانی که تست نمی‌کنند، هرگز این را نمی‌فهمند و همیشه با همان تیتر ضعیف به جنگ رقبا می‌روند. موفقیت در تولید محتوا، مانند طراحی سایت حرفه‌ای، یک رویداد نیست، یک فرآیند مداوم از آزمون، یادگیری و بهبود است.

کلام آخر

چطور از این ۷ اشتباه عبور کنیم و در ۱۰٪ برتر قرار بگیریم؟

چطور از این ۷ اشتباه عبور کنیم و در ۱۰٪ برتر قرار بگیریم؟

اشتباه مرگبار را بررسی کردیم. حالا زمان اقدام است. برای قرار گرفتن در ۱۰٪ برتر سایت‌ها، فقط کافی است این اصول ساده را اجرا کنید:

۱. استراتژی داشته باشید: بدانید برای چه کسی می‌نویسید، تقویم محتوایی تنظیم کنید و به جای کپی از رقبا، نیازهای واقعی بازار را پیدا کنید.

۲. سئو را جدی بگیرید: تحقیق کلمات کلیدی، تیتر و متادسکریپشن جذاب، و ساختار صحیح هدینگ‌ها را فراموش نکنید.

۳. کیفیت را قربانی کمیت نکنید: محتوای عمیق و ارزشمند بنویسید، طول مناسب را رعایت کنید و لینک‌دهی داخلی و خارجی را فراموش نکنید.

۴. از نگاه کاربر بنویسید: سرچ اینتنت را تحلیل کنید و به سوالات واقعی مخاطب پاسخ دهید.

۵. همیشه در حال بهینه‌سازی باشید: گوگل آنالیتیکس و سرچ کنسول نصب کنید، نرخ پرش را بررسی کنید و روی تیترها تست A/B انجام دهید.

اگر قصد سفارش طراحی سایت دارید، به یاد داشته باشید که یک سایت حرفه‌ای بدون محتوای استراتژیک، یک بدنه بدون روح است. از همین امروز شروع کنید. یک مقاله خوب، از صد مقاله سطحی ارزش بیشتری دارد. موفقیت شما در گرو اجرای همین نکته‌های ساده است.

7اشتباه مرگبار را شناختید. حالا نوبت اجتناب از آنهاست. نیوورا در کنار شماست تا سایتی بسازید که هم از نظر فنی استاندارد باشد، هم بستر مناسبی برای تولید محتوای پربازدید. برای مشاوره رایگان، با تیم نیوورا تماس بگیرید